تئاتر فجر؛جشنواره اعتراض های ادامه دار برگوری که هیچ مرده ای در آن نیست

[ad_1]

بررسی اتفاقات و حواسی پیرامون انتشار فراخوان سی وششمین جشنواره تئاتر فجر 

از آنجاییکه طبق فراخوان گروهی ۷۰ نفره می بایستی به عنوان هیئت بازبین و یاهمان به اصطلاح هیئت انتخاب بهترین آثار راانجام دهند این خود جرقه آتش جنگی رابین اعضای خانه تئاتر و انجمن کارگردان ها ودبیر جشنواره زد

اختصاصی بازینام: چندی روزی از انتشار فراخوان سی وششمین جشنواره تئاتر فجر نگذشته بود که سیل عظیم اعتراض ها و تیر پیکان نقدهاو گلایه ها به سمت این جشنواره که خود بزرگترین رویداد تئاتری کشور بود وحالا با حذف چندین بخش باعث  کوچک تر شدن این جشنواره شده بود؛به سوی دبیر خانه و دبیر این دوره از جشنواره روانه شد.

حذف بخش هایی همچون نمایشنامه نویسی؛ عکس ؛ مسابقه تئاتر شهرستان ونسل نو و … در فراخوان سی وششمین جشنواره تئاتر فجر باعث انتشار و بیانه هایی متوالی از سوی طرفداران وفعالان هریک از بخش های حذف شده در این جشنواره شدتا جاییکه این گلایه هاو نقدها  به کانون کارگردان ها و اعضای خانه تئاترهم رسید واین بارجدالی کلیشه ای بر سر”سهم”، درست به مانند دستمایه های دراماتیک.از آنجاییکه طبق فراخوان گروهی ۷۰ نفره می بایستی به عنوان هیئت بازبین و یاهمان به اصطلاح هیئت انتخاب بهترین آثار راانجام دهند این خود جرقه آتش جنگی رابین اعضای خانه تئاتر و انجمن کارگردان ها ودبیر جشنواره زد؛اما کدام ۷۰نفر؟شکرخدا گودرزی رئیس هیئت‌مدیره کانون کارگردانان این پرسش را مطرح می‌کند که چطور از هیئت ۷۰ نفره انتخاب آثار بخش مرور جشنواره، سهم نهاد صنفی خانه‌تئاتر با ۱۴ انجمن و کانون ۲۰ نفر است و سهم شخص دبیر جشنواره ۵۰ نفر؟و این بارمهندس‌پور توضیح داد: «دو نامه به کانون کارگردانان و کانون نمایشنامه‌نویسان خانه‌تئاتر نوشته و از آن‌ها خواسته‌ام هر کدام ۱۰ نفر را به من معرفی کنند، ۵۰ نفر باقی‌مانده را هم خودم از میان کسانی که زیاد تئاتر می‌بینند و در جشنواره ذی‌نفع نیستند انتخاب خواهم کرد.»اما شکر خدا گودرزی ادامه داد:«من بعد از مشورتی که با اعضای کانون کارگردانان و دیگر اعضای خانه‌تئاتر و از جمله هیئت‌مدیره انجام دادم به این نتیجه رسیدم که این کار خلاف قول‌وقرارهایی است که پیش از این انجام شده، قول‌وقرارهایی که در دیدار اردیبهشت‌ماه سیدرضا صالحی‌امیری وزیر فرهنگ‌وارشاد اسلامی با مدیرعاملین خانه‌های تئاتر، موسیقی و سینما مطرح شد.»و حال اینکه دقیق تر  این قول وقرار ها چه بوده خداداندوبس، گویا همین قول قرارها کاردست این مسولین  دلسوز داده تا جاییکه این هنر مقدس و بی زبان به دست افرادی تا کنون به دست افرادی افتاده که گویا هرکدام دایه ای عزیز تر از مادر وکاسهای داغ تر از آش شده اند و هرکدام سنگ سهم بخش خودشان را به سینه می زنند؛ کارگردان می گوید مگرتئاتر فقط نمایشنامه و بازیگری است؟ نمایشنامه نویس میگویدمگرتئاتر فقط بازیگری و کارگردانی که اگر نمایشنامه ای درکارنباشد نمایشنامه ای هم در کار نیستو از سوی دیگررئیس هیئت‌مدیره کانون کارگردانان خانه‌تئاترمی گوید:«آیا تئاتر فقط کارگردانی و نمایشنامه‌نویسی است و نیازی به حضور افرادی از دیگر انجمن‌ها و کانون‌ها نیست؟و در نهایت دبیرجشنواره می گوید:با خودم فکر می‌کردم که جشنواره تئاتر فجر به چه درد ما می‌خورد و چرا باید برگزار شود؟اگر دست من بود جشنواره تئاتر فجر را کوچک می‌کردم چون اصلا دلم نمی‌خواست این جشنواره شلوغ و بزرگ باشد. معتقدم جشنواره باید تشخص، هدف و کارایی داشته باشد تا بتواند اثرگذار باشد.

[ad_2]

لینک منبع

لیندا کیانی: من بازیگر کمدی نیستم/گفتگو با لیندا کیانی

[ad_1]

گپ و گفتمان با لیندا کیانی بازیگر فیلم اکسیدان 

لیندا کیانی:متأسفانه در تلویزیون به دلیل محدودیت‌هایی که وجود دارد تو به‌عنوان بازیگر مجبور هستی فقط یک‌جور بازی ارائه دهی، ولی در سینما این امکان فراهم است تا بتوانی در نقش‌های مختلف حضور پیدا کنی و خودت را محک بزنی

لیندا کیانی درباره آخرین فعالیت های خود گفت:مشغول بازی در فیلم سینمایی “اینجا خانه من است” به کارگردانی خیر اله تقیانی‌پور هستم که تا ده روز دیگر کار فیلمبرداری آن به اتمام می‌رسد. “اینجا خانه من است ” یک فیلم در ژانر دفاع مقدس است و درباره روزهای اول جنگ در خرمشهر که فیلم‌نامه آن را بسیار دوست داشتم و از کار کردن با تقیانی‌پور بسیار لذت بردم و امیدوارم که به سی و ششمین جشنواره فیلم فجر برسد.

کیانی درباره حضور کوتاهش در فیلم “اکسیدان” و تأثیر آن در کارنامه بازیگری‌اش بیان کرد: متأسفانه در تلویزیون به دلیل محدودیت‌هایی که وجود دارد تو به‌عنوان بازیگر مجبور هستی فقط یک‌جور بازی ارائه دهی، ولی در سینما این امکان فراهم است تا بتوانی در نقش‌های مختلف حضور پیدا کنی و خودت را محک بزنی. برای حضور در “اکسیدان ” کمی شک داشتم ولی ازآنجایی‌که نقش کاملاً متفاوت بود و دوست داشتم تجربه متفاوتی داشته باشم بازی در این نقش که دختری شیطان و دورو است پذیرفتم و خیلی خوشحالم که این اتفاق افتاد، چراکه نقش کاملاً متفاوتی نسبت به نقش‌هایی بود که در تلویزیون بازی کرده‌ام. من این تجربه را در فیلم “ماجرای نیمروز ” هم داشتم و از آن تجربه نیز بسیار راضی بودم.

بازیگر “انزوا ” افزود: بازیگران تلویزیون برای ورود به سینما بسیار کار سختی را باید پشت سر بگذارند، چراکه به چشم بازیگر تلویزیونی در سینما دیده می‌شوند که فقط در یک نقش می‌تواند حضورداشته باشد و من مجبورم کم‌کم راه پیدا کنم تا در سینما در نقش‌های مختلف حضور یابم.

 وی ادامه داد: در تلویزیون نمی‌گذارند آزادانه بازی کنی و فقط از تو می‌خواهند به ساده‌ترین و نجیب‌ترین شکل ممکن بازی داشته باشی درنتیجه همه نقش‌ها یک خروجی دارند. این‌گونه از تو می‌خواهند و همین عامل نیز موجب می‌شود تا همه یک‌شکل باشند حتی نوع لباس پوشیدن همه یکسان است و هیچ تفاوتی با بقیه ندارد. من در این فیلم سعی کردم واقعی بازی کنم. نقش من در “اکسیدان ” جزو آن دسته از نقش‌هایی است که ما به ازای بیرونی بسیاری دارد و در اطرافمان به‌راحتی می‌توانیم این افراد را ببینیم.

کیانی در پاسخ به این سؤال که چرا “اکسیدان” با بی‌مهری مواجه شده است، اظهار کرد: متأسفانه این‌قدر فضای زندگی بیرونی و درونی مخاطبان دچار تضاد و تفاوت است و فاصله دارد که همه باورشان شده است که باید دو جور زندگی کنند. درحالی‌که زندگی سراسر یک رو دارد. “اکسیدان” تلاش کرده شفاف باشد و تفاوتش با فیلم‌های دیگر این است که عین زندگی واقعی است. به نظرم کسانی که دوست ندارند فیلم‌های کمدی به نمایش درآیند و یا آن را سخیف می‌دانند آدم‌های دورویی هستند و برای این‌گونه رفتار تربیت‌شده‌اند و درون و بیرونشان متفاوت است. بازهم تکرار می‌کنم که “اکسیدان ” عین زندگی واقعی است.

بازیگر “ساعت شنی” در ادامه درباره حضور در فیلم کمدی و ریسک پذیرش این دست نقش‌ها گفت: من بازیگر کمدی نیستم و اصلاً بلد هم نیستم، چراکه معتقدم کمدی بازی کردن، خودش یک هنر مجزاست، ورای آنچه در رئال بازی می‌شود و خنداندن مخاطب کار هرکسی نیست. من در سریال “پایتخت” هم نقش کمدی نداشتم و تنها در یک سریال کمدی که کمدی آن از جنس موقعیت بود حضور یافتم، اما بعد از آن بسیار از این‌ دست نقش‌ها به من پیشنهاد شد و مجبور شدم مدت طولانی بیکار باشم و در سریالی حضور پیدا نکنم تا در ورطه تکرار نیفتم.

وی ادامه داد: بازی در فیلم کمدی ریسک است، ولی وقتی در کنار بازیگران کار بلدی چون جواد عزتی و امیر جعفری هستی می‌دانی که نصف راه را رفته‌ای و حامد محمدی هم به‌عنوان کارگردان در سوی دیگر، کارش را خیلی خوب بلد است. ضمن این‌که فیلمنامه به تو خط و راه را نشان می‌دهد و خوشبختانه فیلم‌نامه “اکسیدان ” بسیار فیلم‌نامه کاملی بود و خیالم راحت بود که فیلم خوبی خواهد شد.

منبع:هنرآنلاین

[ad_2]

لینک منبع

فراخوان ششمین جشنواره تئاتر شهر منتشر شد

[ad_1]

ششمین جشنواره تئاتر شهر

ششمین جشنواره تئاتر شهر توسط سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران باهدف توجه به فعالیت و حمایت از گروه‌های نمایش جوان و فعال شهر تهران در آذرماه و دی‌ماه ۱۳۹۶ برگزار می شود

ششمین جشنواره تئاتر شهر توسط سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران باهدف توجه به فعالیت و حمایت از گروه‌های نمایش جوان و فعال شهر تهران در آذرماه و دی‌ماه ۱۳۹۶ برگزار می شود.

این جشنواره موضوعات مربوط به زندگی شهر و شهروندی، تعالی سبک زندگی و تقویت هویت اسلامی و ایرانی را مد نظر داشته و شعار این دوره خود را «تهران، تکریم زندگی» معرفی کرده است. گروه‌ها و هنرمندان شهر تهران و اعضای کانون‌های نمایش فرهنگسراها، خانه‌های فرهنگ و محلات شهر تهران می‌توانند با توجه به اهداف و موضوعات جشنواره در این رویداد هنری مشارکت کنند.

این رویداد متنوع هنری در هفت بخش تئاتر صحنه ­ای، تئاتر کودک و نوجوان، تئاتر دیگر (خیابانی، محیطی، شورایی و دیگرگونه‌های اجرایی)، مسابقه نمایشنامه ­نویسی، مسابقه عکاسی و پوستر تئاتر، مدرسه‌ تئاتر و بخش ویژه برگزار خواهد شد.

سبک زندگی و حقوق و اخلاق شهروندی، هویت اسلامی و ایرانی در شهر تهران، نشاط و امید در زندگی شهروندان، به عنوان موضوعات جشنواره در فراخوان اعلام شده است.

مهلت شرکت در جشنواره و ارائه نمایشنامه و یا طرح‌های اجرایی تا تاریخ اول شهریورماه تعیین شده و در بخش مسابقه عکس و پوستر و مدرسه تئاتر فراخوان جداگانه‌ای اعلام خواهد شد.

همچنین بخش تئاتر صحنه‌ای، تئاتر کودک و نوجوان، تئاتر دیگر، بخش عکس و پوستر و نمایشنامه‌نویسی به شکل مسابقه برگزار می شود.

در فراخوان جشنواره با توجه به مضامین آثار بر چند نکته تأکید شده است. امکان شرکت گروه‌های شرکت‌کننده صرفاً در یک بخش وجود دارد و آثار متقاضی نباید تاکنون در هیچ جشنواره‌ای شرکت کرده باشند.

علاقه‌مندان و هنرمندان شهر تهران برای شرکت در جشنواره و تکمیل فرم تقاضا لازم است به آدرس ستاد جشنواره به آدرس تهران، بلوار کشاورز، نبش خیابان شهید دائمی، سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، طبقه‌ی نهم، مدیریت هنرهای نمایشی مراجعه کنند. همچنین تلفن: ۸۸۹۸۱۶۷۵ پست الکترونیکی: f.t.city@chmai آماده پاسخگویی به پرسش ها است.

ششمین جشنواره تئاتر شهر به‌ عنوان اصلی‌ترین رویداد نمایشی شهرداری تهران توسط سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران آذرماه و دی‌ماه در شهر تهران برگزار خواهد شد.

مهر

[ad_2]

لینک منبع

کمپانی آمازون از رمان های آگاتا کریستی سریال می سازد

[ad_1]

سریال هایی بر اساس رمان های آگاتا کریستی ساخته می شود

آگاتا کریستی از نویسندگان برجسته‌ ادبیات جنایی انگلیس است که حدود ۸۰ رمان‌ پلیسی او و خلق کارآگاهان نام‌آشنایی چون «هرکول پوآرو» و «خانم مارپل» موجب شد تا لقب «ملکه‌ جنایت» را بگیرد

در قراردادی که بین کمپانی آمازون و کمپانی «آگاتا کریستی» منعقد شده است قرار است هفت رمان از آثار وی برای نمایش تلویزونی اقتباس شود و اولین رمان مورد اقتباس «مصیبت بی‌گناهی» است که ساخت آن در قالب یک مینی‌سریال سه قسمتی از ماه جاری در اسکاتلند آغاز شده است.

در این مینی‌سریال بازیگرانی چون «بیل نای»، «کترین کینر»، «متئو گوود»، «آیس ایو»، «النور تاملینسون» و … مقابل می‌روند.

رمان «مصیبت بی‌گناهی» اولین بار در سال ۱۹۵۸ منتشر شد و یکی از آثار مورد علاقه خود «آگاتا کریستی» است و داستان از جایی شروع میشود که فردی مدعی می‌شود «جک آرگایل» از اعضای خاناده «آرگایل» که سال‌ها پیش محکوم به یک قتل شده است در واقع قاتل حقیقی نیست و حالا خانواده «آرگایل» باید به تدریج این موضوع را درک کند که ممکن است فرد دیگری قاتل واقعی باشد.

نگارش فیلمنامه این اقتباس‌های تلویزیونی را «سارا فلپس» بر عهده دارد که تجربه موفق دو سریال تلویزیونی «سپس هیچکدام باقی نماندند» و «شاهدی برای تعقیب» را برای شبکه بی‌بی‌سی ۱ در کارنامه دارد. کارگردانی مینی‌سریال «مصیبت بی‌گناهی» را نیز «سندرا گلدبکر» بر عهده دارد.

«آگاتا کریستی» از نویسندگان برجسته‌ ادبیات جنایی انگلیس است که حدود ۸۰ رمان‌ پلیسی او و خلق کارآگاهان نام‌آشنایی چون «هرکول پوآرو» و «خانم مارپل» موجب شد تا لقب «ملکه‌ جنایت» را بگیرد. کتاب رکوردهای جهانی گینس نیز کریستی را نویسنده‌ پرفروش‌ترین کتاب‌های جنایی در طول دوران و دومین نویسنده‌ پرفروش تاریخ ادبیات جهان دانسته است که آثار او در میان تمامی ژانرها، پرفروش‌ترین بوده‌اند.

همچنین سریال‌ها و تله‌فیلم‌های بسیاری بر اساس داستان‌های پلیسی جذاب کریستی ساخته شده و به نمایش درآمده‌اند.

«آگاتا کریستی» در ۱۲ ژانویه‌ سال ۱۹۶۷ در سن ۸۵ سالگی درگذشت.

منبع:ایسنا

 

[ad_2]

لینک منبع

روز عقیم حسین کیانی به روی صحنه می رود

[ad_1]

نمایش روز عقیم به نویسندگی و کارگردانی حسین کیانی از اول مرداد ماه ۹۶ به روی صحنه می رود

نمایش روز عقیم به نویسندگی و کارگردانی حسین کیانی و بازی بازیگرانی چون فهمیه امن زاده و الهه شه پرست ورویا میرعلمی به داستان زندگی در محله قلعه زاهدی می پردازد؛ این نمایش از اول مردادساعت۲۱ در تماشاخانه باران به روی صحنه می رود

حسین کیانی نویسنده و کارگردان نمایش روز عقیم از اول مرداد ۹۶ این نمایش رادر تماشاخانه باران به روی صحنه می برد؛ این نمایش که حکایت زندگی سه زن در زمان سقوط پهلوی در محله قلعه زاهدی است؛ سه زن که از چنگ هجوم‌آوران می‌گریزند به زیرزمین خانه‌ای بزرگ در مرکز شهر پناه می‌برند. زیرزمینی که چند مرد در طبقه بالای آن مشغول سلاخی کردن هستند…

در نمایش روز عقیم فهیمه اَمَن‌زاده در نقش اکرم، شایسته ایرانی در نقش پری، الهه‌ شه‌پرست در نقش لیلی و رویا میرعلمی در نقش لیلی و پری در این نمایش به ایفای نقش می پردازند.

دیگر عوامل این اثر که تا اول شهریور به اجرای خود ادامه می‌دهد، عبارتند از محمد گودرزیانی دستیار کارگردان، برنامه‌ریز و مدیرتولید، حمید حسینی، اشکان دلاوری، مهلا پاک‌دامن گروه کارگردانی، ماریا حاجیها طراح گریم، فرشاد فزونی موسیقی و ساخت افکت، محمدصادق زرجویان طراح گرافیک، ساخت تیزر و عکس، علی مطهری مجری طرح، حمید حسینی دستیار دوم کارگردان، اشکان دلاوری مدیر صحنه، مهلا پاکدامن منشی صحنه، سارا حدادی مدیر روابط عمومی و تبلیغات- مکث و نرگس کیانی مشاور رسانه‌ای

[ad_2]

لینک منبع

همه چیز درباره پنج کارگردان یک چشمی از هالیوود

[ad_1]

پنج کارگردان سینما، از دوران هالیوود کلاسیک که تعدادی از مهمترین فیلم‌های تاریخ سینما را ساخته‌اند. در ادامه با آقایان لانگ، فورد، دِ تات، والش و رِی بیشتر آشنا می‌شویم

جان فورد: تقصیر خودش بود

فیلمسازی که با آثار وسترنش شناخته می‌شود. جان فورد، متولد ۱۸۹۴، که یک مسیحی کاتولیک سرسخت بود، در فیلم‌هایش نیز همواره به مفاهیم و مضامین اخلاقی مسیحی توجه ویژه داشت. او در بسیاری از فیلم‌هایش به تقدس نهاد خانواده و جایگاه آن در فرهنگ آمریکایی تأکید داشت که برخی از این آثار نظیر «خوشه‌های خشم» (۱۹۴۰)، «چه سرسبز بود دره‌ی من» (۱۹۴۱) و «مرد آرام» (۱۹۵۲) مورد توجه آکادمی اسکار نیز قرار گرفت و جایزه‌ی بهترین فیلم را از آن خود کرد.

فورد یکی از رکوردداران کسب اسکار بهترین کارگردانی است که در سال‌های ۱۹۳۵، ۴۰، ۴۱ و ۵۲ این جایزه را به دست آورد. او که فیلمسازی را از دوران صامت و در سال ۱۹۱۷ آغاز کرد، همچنین یکی از رکوردداران فیلم‌های گمشده است؛ از ۶۱ فیلم صامتی که ساخته ۳۸ فیلم بطور کامل و بخش اعظمی از نگاتیوهای پنج فیلم دیگرش مفقود شده است.

او ساخت فیلم ناطق را با «مادر ماکری» در سال ۱۹۲۸ شروع کرد و از همین فیلم بود که همکاری‌اش با جان وین –ستاره‌ی سینمای وسترن- آغاز شد. فورد در دوران ناطق نیز بسیار پرکار بود و ۸۵ فیلم ساخت که در ۲۵ فیلم با بازیگر محبوبش یعنی جان وین همکاری کرد که یکی از موفق‌ترین همکاری‌های بین کارگردان و بازیگر در تاریخ سینما محسوب می‌شود.

از فیلم‌های برجسته‌ی فورد می‌توان به «دلیجان» و «آقای لینکلن جوان» (۱۹۳۹)، «محبوب من کلمنتاین» (۱۹۴۶)، «جویندگان» (۱۹۵۶)، «مردی که به لیبرتی والانس شکلیک کرد» (۱۹۶۲)، و «پاییز قبیله‌ی شاین» (۱۹۶۴) اشاره کرد.

فورد که در فیلم‌هایش همواره علاقه‌ی خود به فرهنگ آمریکایی را نشان داده بود، در سال‌های پایانی عمرش نگاهی انتقادی به جنگ ویتنام داشت و در مستندی که نویسندگی و تهیه‌ی و آن را به عهده داشت، به سیاست‌های آمریکا تاخت. این فیلم به مدت سه سال در محاق بود و در این مدت تغییرات بسیاری به آن تحمیل شد و اثر نهایی تقریباً هیچ‌کس را راضی نکرد.

سال ۱۹۵۶ حین ساخت فیلم جویندگان بود که چشم چپ فورد دچار آب‌ مروارید شد و تحت عمل جراحی قرار گرفت اما گویا او از وجود پانسمان روی چشمش راضی نبود و این بی‌قراری سبب شد که او زودتر از موعد آن را باز کند و همین باعث کوری او شد. از آن به بعد بود که چشم‌بند مشکی با او همراه شد.

سلامتی فورد از سال ۱۹۷۰ بسرعت رو به افول رفت و او را تقریباً زمین‌گیر کرد. او که بسیار اهل نوشیدن و دودکردن بود، در سال‌های پایانی عمرش دچار سرطان معده شد و دست‌آخر به سال ۱۹۷۳ در هفتادونه‌سالگی در کالیفرنیا مرد.

فریتز لانگ: پیری و کوری!  

کارگردان مشهور آلمانی–  اتریشی است که سال ۱۸۹۰ در وین زاده شد. او با مهاجرت به آمریکا سبک اکسپرسیونیم را با فیلم‌های خود به هالیوود برد و تأثیر غیر قابل انکاری بر سینمای پس از آن گذاشت.

لانگ، در دانشگاه مهندسی عمران خواند اما بعد به هنر گرایش پیدا کرد و در دانشگاه پاریس نقاشی خواند. او به عنوان نیروی داوطلب در جنگ جهانی اول نیز حضور یافت و در جبهه‌ی روسیه و رومانی جنگید و سه مرتبه زخمی شد. به محض اینکه از شر زخمهایش خلاص شد شروع به نگارش چند طرح و داستان برای فیلم و بازی در نمایش‌های تئاتر وین کرد.

لانگ از سال ۱۹۱۸ در «استودیوی فیلم آلمان» مشغول نویسندگی شد و از سال بعدش که کارگردانی را شروع کرد، با بهره‌گیری از تکنیک‌های اکسپرسیونیستی تلاش کرد پیوندی میان فیلم‌های سرگرم‌کننده و سینمای هنری ایجاد کند. علاوه بر این او به مطرح کردن مضامین اخلاقی و روانکاوانه در آثارش نیز علاقه‌مند بود و این موضوع در کنار سبک بصری نوآورانه‌اش آثار او را چند پله بالاتر از سایر کارگردانان کلاسیک قرار می‌دهد.

فیلم‌های او را می‌توان به دو دسته‌ی کلیِ صامت و ناطق تقسیم کرد. او در دوران سینمای صامت ۱۵ فیلم ساخت که از آن میان «سرنوشت» (۱۹۲۱)، «دکتر مابوز قمارباز» (۱۹۲۲) و «متروپلیس» (۱۹۲۷) از بقیه برجسته‌ترند.

لانگ با ساخت تریلر روانشناختی «ام» (۱۹۳۱) وارد سینمای ناطق شد. سال ۱۹۳۲ لانگ ساخت «وصیتنامه دکتر مابوز» را کلید زد و با به قدرت رسیدن هیتلر در ۱۹۳۳ نمایش این فیلم ممنوع شد. گوبلز –وزیر تبلیغات آلمان نازی- که با دیدن فیلم «ام» کار لانگ را پسندیده بود از او دعوت به همکاری کرد اما لانگ که جوابش منفی بود، از بیم تبعات چنین پاسخی بار سفر بست و راهی فرانسه شد و با پیشنهاد دیوید او. سلزنیک (تهیه‌کننده هالیوودی) از آنجا به هالیوود مهاجرت کرد.

لانگ در گفت‌وگو با پیتر باگدانویچ در کتاب «تبعید خودخواسته»، درباره‌ی مهاجرتش می‌گوید : «از آلمان که آمدم -پس از در رفتن از چنگ گوبلز که سرپرستی صنعت فیلم آلمان را به من پیشنهاد کرده بود- خیلی خیلی خوشحال بودم از اینکه شانس آوردم در اینجا زندگی کنم و آمریکایی باشم».

با ورود به هالیوود دوران جدیدی در کار لانگ آغاز شد. بیشتر منتقدان، آثار این فیلمساز مؤلف را به دو دسته‌ی «فیلم‌های آلمانی» و «فیلم‌های آمریکایی» تقسیم می‌کنند و برخی معتقدند جنبه‌ی هنری آثار آلمانی او پررنگ‌تر بود. تریلر «خشم» (۱۹۳۶) نخستین فیلم آمریکایی اوست که با بهره‌گیری از ویژگی‌های بصری اکسپرسیونیستی مانند تصاویر پرکنتراست، سایه‌روشن‌های شدید و زوایای تند به تصویر کشیده شده است.

او در دوران کارش با بهره‌گیری از سبک بصری اکسپرسیونیستی، تعدادی از مهمترین فیلم‌های نوآر تاریخ سینما را ساخت. فیلم‌هایی مانند   «تنها یک‌بار زندگی می‌کنید» (۱۹۳۷)، «وزارت ترس» (۱۹۴۴)، «خیابان اسکارلت» (۱۹۴۵)، «تعقیب بزرگ» (۱۹۵۳)، «وقتی شهر می‌خوابد» (۱۹۵۶) و وسترن نوآرِ «مزرعه‌ی بدنام» (۱۹۵۲) که با حضور ستاره‌ی آلمانی، مارلنه دیتریش ساخت، که در کنار بخش پایانی سه‌گانه‌ی دکتر مابوز به نام «هزار چشم دکتر مابوز» (۱۹۶۰) از جمله  آثار برجسته‌ی او در دوران ناطقند.

لانگ در سال ۱۹۵۹ به آلمان برگشت و سه فیلم آخرش را آنجا ساخت. سال ۶۰ پایان بیش از چهار دهه کارگردانی او بود و سال ۱۹۷۶ پایان زندگی هشتادوشش‌ساله‌اش. او در این دوران ۴۴ فیلم ساخت که دوتای اولی گم شدند. در جریان ساخت آخرین فیلمش بود که لانگ بینایی چشم راستش را از دست داد و بینایی چشم دیگرش بشدت ضعیف شد. او سال‌های باقیمانده‌ی عمرش را با یک چشم‌بند مشکی روی صورتش در بورلی‌هیلز گذراند و دست‌آخر در اثر سکته‌ی مغزی از از دنیا رفت.

رائول والش: تصادف

رائول والش از سال ۱۹۱۳ در قامت یک بازیگر وارد سینما شد و پنج سال بعد در فیلم «تولد یک ملت» دستیاری د. و. گریفیث را نیز بر عهده گرفت و همزمان اولین فیلم بلندش را هم ساخت. والش طی جنگ جهانی اول در ارتش آمریکا حضور داشت و بعد از آن در سال ۱۹۲۴ فیلم صامت «دزد بغداد» را ساخت.

والش هم از آن کارگردانان حرفه‌ای هالیوود بود که در طول بیش از نیم قرن فعالیت همه‌جور فیلمی کارگردانی کرد. در میان حدود ۱۲۰ فیلم بلندی که او ساخت، فیلم‌های کمدی، جنگی، تاریخی، ملودرام عاشقانه، جنایی، نوآر، فانتزی و موزیکال دیده می‌شود.

او به هوشمندی و سرعت عمل در ساخت فیلم‌های اکشن و ماجرایی مشهور بود. مضمون برخی از بهترین فیلم‌های وسترن و جنایی او نیز نشانگر سلحشوری مردان در جنگیدن و عشق ورزیدن است. در میان آثار نوآر سینما چندتا از بهترین‌ها را نیز والش ساخته است. با این حساب می‌توان گفت والش از برجسته‌ترین و پرکارترین کارگردانان حرفه‌ای هالیوود کلاسیک بود که وجه صنعتی سینما را معنا بخشیدند.

گرچه برخی منتقدان آثار والش را بابت فداکردن شخصیت‌پردازی به پای افزایش جذابیت بصری فیلم‌هایش مورد انتقاد قرار داده‌اند، در مقابل او نیز تأکید کرده بود که «تصمیم گرفته‌ام فقط برای مردم کار کنم؛ زیرا این چیزی است که ما را زنده‌ نگاه داشته است».

والش تا سال ۱۹۲۸ حدود ۴۳ فیلم صامت بلند و چندین فیلم کوتاه ساخت که برخی از آنها مانند «دزد بغداد» (۱۹۲۴)، «افتخار به چه قیمت؟» (۱۹۲۶)، «عاشقان کارمن» (۱۹۲۷) و «سدی تامپسون» (۱۹۲۸) بسیار مورد ستایش قرار گرفته‌اند.

او دوران ناطق را از ۱۹۲۹ با فیلم کمدی-موزیکال «دنیای چشم‌خروسی» آغاز کرد و تا سال ۱۹۶۴ که کارش با «صدای شیپورهای دور» به پایان برد، بیش از ۷۰ فیلم بلند برای کمپانی‌های مختلف ساخت. در سومین فیلم ناطق این کارگردان به نام «تعقیب بزرگ» (۱۹۳۰) بود که بازیگری مثل جان وین بعد از چند سال حضور بی‌نام‌ و نشان در هالیوود، به عالم سینما معرفی شد.

فیلم‌های جنایی «دهه‌ی پرخروش بیست» (۱۹۳۹) و «التهاب شدید» (۱۹۴۹)، نوآرهای «آنها در شب می‌رانند» (۱۹۴۰) و «سیرای مرتفع» (۱۹۴۱)، وسترن‌های «آنها چکمه‌به‌پا مردند» (۱۹۴۱)، «رودخانه‌ی نقره‌ای» (۱۹۴۸) و «مردان رشید» (۱۹۵۵)، فیلم‌های حادثه‌ای «کاپیتان هوراشیو هورن‌بلوئر» (۱۹۵۱) و «شیاطین دریا» (۱۹۵۳) و فیلم جنگی «برهنه‌ها و مرده‌ها» (۱۹۵۸) از جمله آثار مهم این کارگردان در دوران ناطق به شمار می روند.

این مرد بلند قامت چهارشانه با آن چهره‌ی خشن و چکمه‌های گاوچرانی‌اش، وقتی چشم راست خود را از دست داد و یک چشم‌بند مشکی جایگزین آن کرد جذابتر هم شد! سال ۱۹۲۸ بود که والش حین رانندگی با اتومبیل شخصی‌اش با یک خرگوش کالیفورنیایی بزگ برخورد کرد و خرده‌های شیشه جلو باعث کوری چشمش شد.

رائول والش به سال ۱۸۷۷ در نیویورک زاده شد و به سال ۱۹۸۰ وقتی ۹۳ سال داشت در اثر حمله‌ی قلبی در کالیفرنیا  مرد.

نیکلاس رِی: آمبولی

«سینما، یعنی نیکلاس ری»؛ این توصیف ژان-لوک گدار از این فیلمساز است. این کارگردان آمریکایی هالیوود کلاسیک، بیشتر با فیلم «شورش بی‌دلیل» (۱۹۵۵) شناخته می‌شود که علاوه بر کارگردانی ری، بازی جیمز دین نیز یکی از دلایل شهرت این فیلم است.

نیک ری که دانشگاه را رها کرده بود و به گروه‌های تئاتری رادیکال پیوسته بود پس از کارگردانی اولین و آخرین نمایشش، از سال ۱۹۴۶ فیلمسازی را با ساخت فیلم نوآر «آنها در شب زندگی می‌کنند» آغاز کرد اما به دلیل شرایط نامساعد کمپانی «آر. کِی. او» این فیلم تا دو سال اکران نشد اما به محض اکران نقدهای مثبتی گرفت و پس از این موفقیت او چند فیلم دیگر در همین مایه‌ها ساخت.

این کارگردان میان سینمادوستان به دلیل ساخت فیلم‌های نوآر و جنایی از قبیل «راز یک زن» (۱۹۴۹)، «در مکانی خلوت» (۱۹۵۰)، «بر زمین خطرناک» (۱۹۵۱) و «دختر مهمانی» (۱۹۵۸)، محبوب است اما فیلم‌های خوب دیگری هم دارد که دهه‌ی پنجاه را برای او بدل به موفق‌ترین دوران کارش کردند. فیلم وسترن «جانی گیتار» (۱۹۵۴) که از سوی منتقدان فرانسوی نظیر فرانسوا تروفو ستایش شد و شورش بی‌دلیل که پرفروش‌ترین فیلم این کارگردان بوده در کنار ملودرام «بزرگتر از زندگی» (۱۹۵۶)، در میان ۱۷ فیلمی که در این دهه ساخت،  از جمله آثار ماندگار او هستند.

دهه‌ی ۶۰ اما دوران افول نیک ری بود که بشدت درگیر مصرف الکل و مواد مخدر شده بود خود را در سراشیبی می‌دید. هرچند در سه سال ابتدایی این دهه سه فیلم بلند از جمله فیلم تاریخی «شاهِ شاهان» (۱۹۶۱) را ساخت اما دیگر نتوانست مثل سابق به کارش ادامه دهد. او از سال ۶۳ تا ۷۳ از سینما دور ماند. ساخت فیلم تجربی «نمی‌توانیم دوباره به خانه برگردیم» نیز که همراه دانشجویانش شروع کرده بود، تلاشی برای بازگشت به عرصه‌ی حرفه‌ای بود که ناکام ماند؛ تصاویر فیلمبرداری شده سال ۷۲ در جشنواره‌های مختلف نمایش داده شد اما نسخه‌ی نهایی سال ۷۶ آماده شد. ری تا واپسین روزهای عمرش مشغول اعمال تغییراتی روی فیلم بود ولی هرگز نتوانست آن را کامل کند.

جاناتان رزنبام، منتقد نامدار سینما درباره‌ی ملاقات اتفاقی خود با نیکلای ری می‌نویسد: «صبحی بارانی در پاریس، وقتی از مقابل «کافه او دو ماگوت» می‌گذشتم او را روبه‌روی خودم مشغول خوردن دیدم؛ کاملاً خیس شده بود و تقریباً رقت‌انگیز به نظر می‌رسید. قبلاً حرف‌هایی درباره‌ی مقادیر الکل و مخدری که اخیراً استفاده می‌کرد شنیده بودم و هردوی آنها آشکارا عوارض خود را نشان می‌دادند. چشم‌بند سیاهی روی چشم راستش بسته بود –بینایی‌اش به دلیل مشکل آمبولی که چند سال قبل در شیکاگو، حین ساخت پروژه‌ی ناتمامش، دچارش شده بود از دست رفته بود- در شصت‌ویک‌سالگی از همیشه آسیب‌پذیرتر و عملاً بی‌سرپرست بود».

نیکلاس ری سال ۱۹۱۱ در ایالت ویسکانسین زاده شد و سال ۱۹۷۹ پس از دوسال تحمل بیماری، در شصت‌وهشت‌سالگی به دلیل ابتلا به سرطان ریه از دنیا رفت؛ سیگار هم زیاد می‌کشید.

آندره د تات: از بچگی همینطور بود!

آندره دِ‌ تات برای «خوره‌ی فیلم» ها بیشتر آشناست تا فیلم‌بین‌های عادی. نام آشناترین اثرش فیلم «خانه‌ی مومی» (۱۹۵۳) است؛ فیلمی در ژانر وحشت با بازی وینسنت پرایس. این فیلم که بازسازی فیلم سیاه‌وسفیدی از مایکل کورتیس است، از معدود آثار سه‌بعدیِ هالیوود کلاسیک است؛ فیلمی که با حدود ۶۶۰ هزار دلار ساخته شد و بیش از ۲۳ میلیون دلار فقط در آمریکا فروش داشت که از سال ۱۹۴۷ تا آن زمان بزرگترین موفقیت تجاری کمپانی برادران وارنر در گیشه بود. همه‌ی اینها در حالی است که او به علت نابینایی یک چشمش اساساً قادر به تماشای فیلم سه‌بعدی نبود!

دِ تات در مجارستان به دنیا آمد و کار در سینما را با تصویربرداری، نویسندگی، دستیاری کارگردان، تدوین و بازی در نقش‌های کوتاه آغاز کرد. با این حال تا قبل از شروع جنگ جهانی دوم توانست پنج فیلم بسازد. او سال ۱۹۴۲ به لس‌آنجلس مهاجرت کرد و فیلمسازی را در هالیوود پی‌ گرفت اما هرگز کارگردانی فیلم‌های «الف» را نپذیرفت و ساخت فیلم‌های کم‌بودجه یا مستقل را ترجیح داد و در طول ۳۰ سال ۳۳ فیلم و چند قسمت از سریال‌های تلویزیونی را کارگردانی کرد.

فیلم اول او به نام «عروسی در توپرین» (۱۹۳۸) عنوان «هنری‌ترین فیلم» را از وزارت فرهنگ مجارستان دریافت کرد و همکاری او با الکساندر کوردا (تهیه‌کننده هالیوودی) در فیلم «پسر فیل‌نما» در سال ۱۹۳۸ پای او را به عرصه‌ی بین‌المللی سینما باز کرد. او در سال ۱۹۴۲ به همراه کوردا عازم آمریکا شد و در هالیوود شغلی دست‌وپا کرد. یک سال بعد اولین فیلم آمریکایی‌اش را با نام «گذرنامه‌ای برای سوئز» ساخت که فیلمی کم‌بودجه بود.

د تات که سینماگری همه‌فن‌حرف بود از جمله کارگردانان «حرفه‌ای» هالیوود کلاسیک محسوب می‌شد که برای ساخت فیلم در هر ژانری آمادگی داشت. به همین سبب در کارنامه‌ی او از فیلم نوآر «موج جنایت» (۱۹۵۴) گرفته تا وسترن «روز بی‌قانون» (۱۹۵۹)، ملودرام عاشقانه «عشق دیگر» (۱۹۴۷)، تاریخی «مغول‌ها» (۱۹۶۱)، جنایی «ترس پنهان» (۱۹۵۷) تریلر جاسوسی «جاسوس دو سر» (۱۹۵۸) و جنگی «بازی کثیف» (۱۹۶۹) دیده می‌شود.

داستان زندگی د تات هم به اندازه‌ی داستان فیلم‌هایش جالب بود. او در کودکی چشم چپش را از دست داده بود و برای پوشاندنش از چشم‌بند استفاده می‌کرد. در سفری که به مصر داشت چند آدمربا، او را با موشه دایان –نخست‌وزیر اسرائیل- اشتباه گرفتند اما بعد از یک آزمایش فیزیکی ساده معلوم شد او نه‌تنها اسرائیلی نیست، بلکه حتی یهودی هم نیست!

این فیلمساز سال ۲۰۰۲ و در هشتادونهمین سال زندگی‌اش به علت بیماری آنوریسم در لس‌آنجلس درگذشت و در گورستان هالیوود کنار فریتس لانگ به خاک سپرده شد.

* «سربازان یک چشم» نام تنها فیلمی است که مارلون براندو کارگردانی کرد.

میثم خدمتی، ایسنا

[ad_2]

لینک منبع

کیومرث مرادی نامه‌های عاشقانه از خاورمیانه رابه تئاتر مستقل تهران می برد

[ad_1]

نمایش نامه های عاشقانه از خاورمیانه به کارگردانی کیمورث مرادی 

نمایش «نامه‌های عاشقانه از خاورمیانه» به کارگردانی کیومرث مرادی با تغییرات بسیاری در متن از ۵ مرداد در تئاتر مستقل تهران به روی صحنه می‌رود

نمایش «نامه‌های عاشقانه از خاورمیانه»با حضور چهره‌هایی همچون؛ (به ترتیب ورود به صحنه): هانا کامکار، آزاده صمدی وپانته آ پناهی ها اجرا خواهد شد.

این نمایش در سی و پنجمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر کاندید بهترین موسیقی شد و پانته آ پناهی‌ها برای این اجرا بعنوان بهترین بازیگر سال از سوی انجمن بازیگران خانه تئاتر برگزیده شده است.

این نمایش آذر و دی ماه سال گذشته با بیش از ۵۰ اجرا در تماشاخانه پالیز به صحنه رفت.

طبق اعلام دست‌اندرکاران این نمایش،«نامه‌های عاشقانه از خاورمیانه» با تغییرات مهمی در اجرا و متن قصد دارد اثر متفاوتی نسبت به اجرای سال گذشته به مخاطبان خود ارائه دهد، همچنین  موسیقی این نمایش توسط هانا کامکار طراحی شده است و بصورت زنده با ۶ نوازنده اجرا خواهد شد.

پیش فروش بلیط های این نمایش از ساعت ۱۲ظهر چهارشنبه ۲۸ تیر ماه در سایت تیوال آغاز خواهد شد.

عوامل و دست اندرکاران این نمایش عبارتند از:کارگردان : کیومرث مرادی، مجری طرح و مدیر تولید: محمد قدس، طراح صدا: آیدین الفت، طراح لباس: ندا نصر، طراح گریم: لعیا خرامان، گروه کارگردانی: رکسانا بهرام، محمد رضا نژاد، ماهان شهیدی زاده، کیهان پرچمی، مدیر تبلیغات: علی ژیان، مشاور رسانهای: منصوره بسمل، تبلیغات مجازی:گروه جارچی.

منبع:ایسنا

[ad_2]

لینک منبع

پسران تاریخ» به کارگردانی اشکان خیل‌نژاد در تئاتر شهر

[ad_1]

نمایش پسران تاریخ به کارگردانی اشکان خیل نژاد

نمایش «پسران تاریخ» به کارگردانی اشکان خیل‌نژاد و نوشته الن بنت با برگردان محسن ابوالحسنی از هفته اول مرداد ۹۶ اجرای خود را در سالن چهارسو مجموعه تئاتر شهر آغاز می‌کند

بازیگران نمایش پسران تاریخ  (به ترتیب حروف الفبا) محسن ابوالحسنی، مجید آقاکریمی، مهرداد بابایی، سینا بالاهنگ، محمد برهمنی، سجاد حمیدیان، حامد رسولی، حمید رحیمی، مهدی شاهدی، مریم نورمحمدی و امیرمسعود واعظ تهرانی هستند.

گروه تئاتر تازه پس از اجراهای «پچ‌پچه‌های پشت خط نبرد»، «بالاخره این زندگی مال کیه؟»، «ویران»، «کامنت»، «پرده‌ سوم صحنه‌ چهارم» و «مرگ هوتن» جدیدترین اثر خود، «پسران تاریخ» را از هفته اول مردادماه در سالن چارسو روی صحنه می‌برد.

دیگر عوامل این نمایش عبارتند از طراح صحنه: اشکان خیل‌نژاد، مشاور و مجری صحنه: محمد موسوی، طراح نور: محمد رسولی، طراح لباس: مریم نورمحمدی، طراح پوستر و بروشور: مهدی دوایی، طراح گریم: سارا اسکندری، طراح صدا: حانیه موسوی و صبا تقوی، عکاس: مهرداد متجلی، مشاور هنری: یوسف باپیری و مجتبی کریمی، مدیر تولید: مهرداد بهاءالدینی، دستیار کارگردان: شیما اسماعیل‌زاده، مشاور رسانه و مدیر روابط عمومی: عسل عباسیان، تبلیغات مجازی: امیر قالیچی و ساخت و تدوین تیزرهای تبلیغاتی: مریم دیهول. همچنین گروه تبلیغات وی‌یو مدیریت تبلیغات این تئاتر را برعهده دارد.

اشکان خیل‌نژاد، کارگردان تئاتر و دانش‌آموخته دانشگاه‌های تهران و تربیت مدرس از اعضای حلقه تئاتر دانشگاهی ایران است

منبع:مهر.

 

[ad_2]

لینک منبع

افتتاح اولین آکادمی ملی حرکت درپردیس تئاتر

[ad_1]

آکادمی ملی حرکت در پیس تئاتر افتتاح شد

نخستین آکادمی ملی حرکت روز شنبه ٣١ تیرماه طی مراسمی و با اختصاص یک پلاتوی ویژه به نام زنده یاد بهرام ریحانی فعالیت خود را در پردیس تئاتر تهران آغاز می کند

آکادمی ملی حرکت نخستین فضای تخصصی و دائمی برای همه علاقمندان هنر حرکت معاصر، فیزیکال تئاتر، مایم معاصر، پرفورمنس آرت و دیگر شاخه های هنر بدن و دراماتورژی حرکت است که ایده و طراحی اجرای آن توسط یاسر خاسب بازیگر، کارگردان و مسئول گروه بین المللی «بدن دیوانه» به مرحله بهره برداری رسید.

فضای در نظر گرفته برای این آکادمی علاوه بر بخش اداری و دبیرخانه دائمی، یک پلاتوی متناسب و حرفه ای نیز هست که به نام زنده یاد بهرام ریحانی هنرمند جوان و شاخص پانتومیم در ایران نامگذاری می شود.

بهرام ریحانی که نام او به سبب اجرای طولانی ترین پانتومیم جهان (از تهران تا اصفهان) و اجرا بر قله دماوند در کتاب گینس نیز ثبت شده است؛ در سال ٩٣ پس از طی یکسال مبارزه با بیماری سرطان و ایستادگی روی صحنه نمایش «بی لالا» در تالار حافظ تهران دار فانی را وداع گفت.

همچنین در این برنامه قرار است علاوه بر افتتاح نخستین آکادمی ملی حرکت در ارتباط با جزئیات برگزاری نخستین جشنواره سراسری هنر حرکت معاصر «سـولو بـادی» اطلاع رسانی شود.

مراسم افتتاح نخستین آکادمی ملی حرکت روز شنبه ٣١ تیرماه ساعت ١٩ در پردیس تئاتر تهران با حضور اساتید، هنرمندان و هنرجویان شاخه های مختلف هنر حرکت برگزار می شود.

[ad_2]

لینک منبع

آزاده انصاری:«ماه پیشونی» نمایشی جذاب برای ۵ تا ۹۵ سال

[ad_1]

با آزاده انصاری کارگردان نمایش ماه پیشونی

آزاده انصاری: «سعی کردیم کار را طوری تنظیم کنیم که هم برای بزرگسال و هم برای مخاطبان اصلی‌اش یعنی کودکان جذابیت داشته باشد

 آزاده انصاری که هم از ادبیات ایرانی و خارجی در کارهایش بهره برده است در خصوص قدیمی بودن داستان نمایش و تغییرات به وجود آمده برای به‌روز کردن آن گفت: وظیفه من و کسانی که کار کودک می‌کنند این است که داستان‌های قدیمی و ایرانی را که در فرهنگ خودمان هست را باید برای بچه‌ها بازگو کنیم. ما تغییرات ساده‌ای در داستان به‌وجود آورده‌ایم که اتفاقا مورد استقبال هم قرار گرفت.

وی در ادامه افزود: با توجه به تجربیات و دانسته‌هایم می‌دانم که ما هرچیزی را به خورد بچه‌ها بدهیم قبول می‌کنند و می‌پذیرند. به همان اندازه که بچه‌های الان مدرن هستند به همان اندازه هم از شنیدن قصه های قدیمی لذت می‌برند.

کارگردان نمایش «تنهاترین زیبای مرده» تاکید کرد: تغییری که من و آقای ایوب آقاخانی در قصه «ماه پیشونی» به وجود آوردیم در راستای جذاب‌تر کردن داستان برای بچه‌ها بود وگرنه با این موضوع که بخواهیم روند داستان را تغییر دهیم و آن را کاملا به روز کنیم مخالفم. ما تلاش کردیم روال قصه را جوری پیش ببریم که بچه در عین دیدن نمایش بتواند جذب نمایش شود.

بهره بردن از تمام جنبه‌های نمایش عروسکی و تئاتر

کارگردان نمایش عروسکی «ماکوندو» در خصوص جذابیت‌های داستان‌های کودکانه برای بزرگسال گفت: خوشبختانه کاری که ما کردیم هم برای بزرگسال جذاب است و هم برای کوچکترها. همانطور که در راستای تبلیغ نمایش گفتم؛ برای پنج تا نود و پنج ساله‌ها. ما از تمامی جنبه‌های نمایش عروسکی و تئاتر استفاده کردیم که برای کودک و بزرگسال جذاب باشد تا بتوانیم هر دو مخاطبمان را راضی کنیم.

انصاری درباره تکنیک مورد استفاده در کار گفت: در حال حاضر به تکنیکی که استفاده می‌شود اصطلاحا تاپ تیبل (top tabl) یا عروسک‌های رومیزی می‌گویند ولی من به این کار صرفا از این دید که یک کار عروسکی است نگاه نکردم در واقع این کار بازی در بازی است یعنی علاوه بر عروسک‌ها خود عروسک‌گردان‌ها، هم با همدیگر و هم با عروسک‌ها بازی می‌کنند و در نهایت تمام این مجموعه باهم قصه را روایت می‌کنند.

انصاری که سالهاست در حوزه نمایش عروسکی چه برای کودک و چه برای بزرگسال فعال است در مورد وجود سالن‌ اختصاصی اظهار کرد: نیاز داریم که سالن اختصاصی داشته باشیم ولی متاسفانه ما در زمینه کودک و کارهای عروسکی همیشه کم‌کاری کردیم. هم مسئولان و هم هنرمندان در این زمینه فعالیت کمی داشته‌ایم به همین نسبت هم نتوانستیم مخاطب زیادی را جذب کنیم. در حال حاضر کانون پرورش فکری و تالار هنر به کار کودک می‌پردازند. تالار هنر مخاطب خودش را پیدا کرده و فعال است ولی کانون پرورش فکری در نوسان است که طی مدتی کارهایی را اجرا می‌کند و بعد تعطیل می‌شود.

اگر می‌خواهیم مخاطب جدی کودک داشته باشیم باید از بچگی روی کودکانمان کار کنیم

کارگردان نمایش عروسکی «خوشبختی‌های کوچک سوسک شدن» در ادامه خاطرنشان کرد: فکر می‌کنم اگر می‌خواهیم مخاطب جدی کودک داشته باشیم باید از بچگی روی کودکانمان کار کنیم و آن‌ها را با تئاتر آشنا کنیم. این امر به طور طبیعی مسئولیت ما را بیشتر می‌کند و طبیعتا به سالن اختصاصی نیاز خواهیم داشت و البته حضور هنرمندانی که در این زمینه فعال باشند و مخاطبان خود را بشناسند و بتوانند جذب مخاطب کنند.

وی با توجه به این موضوع که تئاتر عروسکی به خاطر انواع مختلفی که دارد می‌تواند در سالن‌های مختلف اجرا برود گفت: معتقدم که بهتر است که یک سالن اختصاصی وجود داشته باشد که مخاطب بداند در این سالن قرار است کارهای عروسکی چه مخصوص بزرگسال و یا کار کودک ببیند.

وی در ادامه افزود: در حال حاضر سالن شهرزاد سه سالن دارد که به پیشنهاد نادر برهانی، از شهردار تقاضا کرده است که یکی از سالن‌ها را به کار کودک اختصاص دهند که خوشبختانه دوستان هم استقبال کرده‌اند و ما به عنوان اولین اجرا عروسکی در سالن شهرزاد کار می‌کنیم که بعد‌ از ما هم قرار است یک اجرای عروسکی دیگر هم روی صحنه برود. به نظر من برای شروع اتفاق بسیار خوبی است و امیدوارم کم‌کم با همکاری و اجراهای بیشتر هنرمندان، این سالن را مختص کارهای عروسکی قرار بدهند.

وی در خصوص مشکلات اجراهای نمایشی اذعان کرد: مهم‌ترین مشکل ما جذب مخاطب است، به هرحال سالن تازه تاسیس است و برای خیلی‌ها شناخته شده نیست. اگرچه در بعضی از خانواده‌ها تئاتر و تماشای نمایش عروسکی خیلی اهمیت ندارد ولی خیلی از خانواده‌ها هم دوست دارند که با بچه‌هایشان بیایند و تئاتر ببینند و تقاضا وجود دارد و ما می‌توانیم از طریق تئاتر بسیاری از مسائل آموزشی کودکانمان را به آن‌ها منتقل کنیم.

نمایش «ماه‌پیشونی» از ۱۱ تیرماه هر شب ساعت ۱۸٫۳۰ در پردیس تئاتر تازه تاسیس شهرزاد واقع در خیابان نوفل لوشاتو تقاطع رازی به روی صحنه رفته است.

منبع:آنا

 

 

[ad_2]

لینک منبع